اولین کوس دادن گروهی من

26 سالمه تو 25 سالگی بعد 3 سال لاپایی دادن به دوست پسرم پردم پاره شد تا دو ماه افسرده بودم احساس میکردم یه چیز مهم و از دست دادم و همه ی ساعتای بیکاریم به این فک میکردم که چیکارش کنم بماند نمیخوام اصلا در مورد پردم صحبت کنم از این اتفاق به هیچ کس چیزی نگفته بودم به جز صمیمی ترین دوستم که مامایی میخوند اونم برای اینکه مطمئن شم واقعا پاره شده …
یه دوستی داشتم به اسم مانا که ازدواج کرده بود زیاد خونشون میرفتم چون خیلی با اون و شوهرش به من خوش میگذشت مانا فوق العاده هات بود و تعریف میکرد از 17 سالگی با دوست پسراش سکس داشته و خیلی دختر شیطونی بوده و اینکه الانم که ازدواج کرده اگه هرشب سکس نداشته باشه خوابش نمیبره و به تنوع تو رابطشون خیلی اهمیت میده مانا شدیدا مشتاق بود که با من سکس داشته باشه و اینو مستقیما بارها بهم گفته بود اما خوب نه موقعیتش جور میشد ونه من اونقدرها مشتاق بودم برای این قضیه چون تازه پردم پاره شده بود و درگیری های روحی خاص خودمو داشتم. از خودم براتون بگم که من یه دختر خیلی خیلی هات و حشری هستم از دوم دبیرستان هرروز فیلم سوپر میبینم و داستان سکسی میخونم و خودارضایی میکنم حتی اگه دوست پسرم کل روز منو کرده باشه باید خودارضایی کنم…
مدتها بود سکس نداشتم و خیلی حشری بودم میخواستم به مانا بگم که پایم که باهاش بخوابم بهش گفتم خیلییی حشریم همش ترشح دارم یه دفعه برگشت و گفت بیا به پرهام بده امشب!!!! اولین بار بود که همچین چیزی میدیدم مگه میشه؟ یه زن به دوستش پیشنهاد بده با شوهرش بخوابه؟ هیچی نگفتم . شب قرار بود برم اونجا رفتیم خونه و پرهام هنوز نیومده بود به مانا گفتم یه فیلم سوپر بذار ببینیم از تو فیلمای پرهام یه سی دی گذاشت و نشستیم به تماشا چند دقیقه نگذشته بود که پرهام رسید منتظر بودم که مانا قطع کنه که این کارو نکرد خود پرهام هم مشتاقانه سی دیاشو در آورد و یه سی دی بهتر گذاشت و بعد نشست از سکسای مختلفش تعریف کردن اون شب فقط از سکساشون و رابطه هاشون و پارتنراشون گفتن و فیلم سوپر دیدیم وقت خواب که شد مانا بهم گفت بیا رو تخت ما بخواب پیش ما که چون خیلی خسته بودم قبول نکردم و تو یه اتاق دیگه خوابیدم.

چشمام داشت گرم میشد که پرهام صدام کرد و اصرار که بیا پیش ما بخواب گفتم خیلی خستم پرهام واقعا نمیتونم گفت میخوای ماساژت بدم گفتم آره اومد و بهم گفت دمرو بخواب دمر شدم و شروع کرد به ماساژ دادن از کتفم شروع کرد و رسید به کمرم و کم کم رافت پایین باسنمو و رونمو و دوباره اومد بالا دستش و کرد از زیر تی شرتم به ماساژ دادن آرومم در گوشم باهام صحبت میکرد داشتم یه جوری میشدم همونطور که ماساژ داد از زیر لباس دستشو به بغلای سینم رسوند و شروع کرد به ماساژ دادن دیگه هیچی نفهمیدم باسنمو آوردم بالا و شروع کردم به مالیدنش به کیر پرهام اونم دست انداخت و سینه هامو چنگ زد و شروع کرد به مالوندن سرشو آورد چسبوند به لبم و سریع ازم لب گرفت . لبم و میخورد سینه هامو میمالید و لباسامو از تنم در میاورد تو شوک بودم نمیدونستم این کار درسته یا غلط اما نمیتونستم از سکس بگذرم دراز کشیدم و پرهام اومد روم لباسای خودشو در آورده بود ازم لب میگرفت و تنم و میمالید و سینه هامو فشار میداد و میمالوند و کیرشو لای پام فشار میداد اومد پایین تر و شروع کرد به خوردن سینه هام تو همین حالت دستشو برد پایین و گذاشت رو کسم و شروع کرد به مالیدن منم دستمو بردم سمت کیرش و شروع کردم براش مالوندن . کم کم رفت پایینتر سرشو گذاشت رو کسم و شروع کرد به خوردن کم کم صدام در میومد اه و اوه موهاشو گرفته بودم تو دستامو با قدرت میکشیدم و اه میکشیدم بلند بلند میگفتم انگشت کن همونطور که داشت کسمو میخورد یه دفعه دیدم مانا لخت کنارمون وایساده پرهام سرشو بلند کرد مانا بهش گفت قرار شد بری بیاریش و رفت سمت کیر پرهام و براش ساک زد پرهامم کس منو میخورد و قربون صدقه ی کس و کونم میرفت سرشو آورد بالا و حمله کرد سمت لبام و شروع کرد به لب گرفتن کیرش مالیده میشد به کسم و مانا سینه هامو میمالید وقت گاییده شدن کسم بود کسی که از روزی که پردم پاره شده بود هیچ کیری رو به خودش ندیده بود کیر پرهام زیاد بلند نبود اما کلفت بود کیرشو گذاشت رو کسم و فرو کرد دو تا جلو عقب که کرد کیرش از تو کسم درومد خیلی تنگ بود ازم خواست برگردم که از پشت بذاره برگشتم و خم شدم مانا کیر پرهام و گرفت دستشو .کرد تو کس من دوباره چند تا جلو عقب و کیرش دوباره از کسم درومد پرهام پیشنهاد از بقل کردن و داد به شونه دراز کشید و منم پشت بهش دراز کشیدم پاهامو باز کردم و کیرشو کرد تو کسم و ایندفعه با تمام قوا شروع کرد به گاییدن کس تنگم مانا هم سینه هامو میمالید و ازم لب میگرفت آه و ناله میکردم و جیغ میکشیدم کسم داشت جر میخورد کیر تو کسم بود وااای آآآی آآآآی و ارضا شدم همزمان با من آب پرهامم اومد که مانا همشو خورد چند دقیقه تو همون حالت بودیم پرهام و مانا ازم لب گرفتن و رفتن تو اتاق خودشون برای ادامه ی کار منم شورتمو پوشیدم و از شدت خستگی از حال رفتم صبح دوباره چند تا لک خون تو شورتم دیدم ….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *