داستان سکسی‌ با دختر خاله

داستان سکسی‌ باحال از سکس با دختر خاله عزیزم
داستان سکسی‌ با دختر خاله
‫اون دوسال از من بزرگتره وقتی که بچه بودیم زیاد با هم بودیم تا اینکه یه کم بزرگتر که شدم .اون جلوی من‬ ‫لباسای تنگ و چسبون میپوشید و یا اینکه جلوی من لباسش رو عوض میکرد و منم که تازه فهمیده بودم که‬ ‫دختر چه نعمت گرانبهایی هستش از فرصت استفاده میکردم و قشنگ تمام بدنش رو ورانداز میکردم واقعا‬ ‫وقتی او پستونهای قشنگش رو زیر کرستش میدیدم دلم میخواست تا جایی که میتونم بخورمشون .یا اینکه وقتی‬ ‫پر وپای سفیدش رو میدیدم یا کونش رو از خودم بیخود میشدم ولی انگار اون اصلا به این چیزا اهمیت نمیداد‬ ‫و منم ازاینکه سر صحبت رو از سکس باز کنم میترسیدم و لی همیشه تو ذهنم کس توپول و سفیدش رو لیس‬ ‫میزدم. یه دفعه که من داشتم توی اتاقم با اینترنت کار میکردم و چت میکردم بدون اینکه من بفهمم اومد توی‬ ‫اتاقم. وقتی که فهمیدم یه نفر تو اتاقه از ترس داشتم میمردم چونکه یه دستمم توی شورتم بود و داشتم سکس‬ ‫چت میکردم وبا یه دختره حرف میزدم (البته این رو بگم که توی رومهای ایرانی ها هیچ دختری رو نمیشه پیدا‬ ‫کرد که ویس و وبکم داشته باشه اگه زبانتون بدک نیست برین تو رو مهای خارجیا حالشو ببرین) آره همچین‬ ‫که ما مشغول بودیم برگشتم دیدم که سعیده پشت سرم واساده.دست و پام رو گم کرده بودم . ولی اون با‬ ‫خونسردی کامل چیزی رو که همیشه دوست داشتم بشنوم گفت. گفت که چرا این همه خودتو زجر میدی مگه‬ ‫دختر خالت مرده که با این خارجیا داری میچتی؟ من همین جور ماتم برده بود که دارم خواب میبینم یا اینکه منو‬ ‫سر کار گذاشته. ولی اومد جلو . منم که فهمیدم نه ایندفعه شانس بهم رو کرده مثل ادمای قحطی زده که غذا پیدا‬ ‫میکنن پریدم و شروع کردیم به لب گرفتن. واقعا که عجب لبای گرمی داشت. همین که داشتیم لب میگرفتیم و‬ ‫من گردنشو لیس میزدم پیرهنش رو از تنش در اوردم و با دستام شروع کردم به ور رفتن با اون پستون های‬ ‫بزرگ و سفیدش. کرستش رو سریع بدون اینکه بفهمم چطوری در اوردم و شروع کردم به خوردن پستونش‬ ‫. وای که حالی داد. واقعا همونی بود که فکشو میکردم. کیرم راست کرده بود اساسی بعد چند دقیقه که روی‬ ‫پستوناش افتاده بودم. اون یواش یواش اوماد پایین و شروع کردبه دراوردن شلوارم و شورتم. و شروع کرد به‬ ‫ساک زدن کیرم. وای داشتم میمردماز هیجان دیگه داشت ابم میومد بهش گفتم الان ابم میاد.اون بس کرد و رفت‬ ‫رو تخت دراز کشید منم پشت سزش رفتم و شلوار رو در اوردم و یه کم ار رو شورت با کسش ور رفتم و تو‬ ‫دستم گرفتم کسش رو. یه کس توپول خوشگل . شورتشو دراوردم و شروع کردم به خوردن و لیس زدن‬ ‫کسش. یه کس بدون موی صورتی. هرچی بیشتر میخوردم اه و اوه اون بیشتر میشد و داد و هوار راه انداخته‬ ‫بود تا اینکه دیگه طاقت نیاوردم و میخواستم مثل دیوونه ها بکنم تو کسش که با ترس گفت من هنوز دخترم‬ ‫. منم سریع مثل اینا که میخواد یه کاری رو تموم کنه کیرم رو کردم تو کونش.وای که چه حالی میداد.اوایل یه‬ ‫کم سخت میرفت تو و داد و هوار سعیده به هوا رفته بود ولی بعد یه مدت همه چی عادی شد . تا اینکه ابم‬ ‫داشت میاومد کیرم رو در آوردم و ریختم رو کمرش. بعد با هم رفتیم حموم و اومدیم و یه چند دقیقه ای دراز‬ ‫کشیدیم.) البته بگم که ابن فرصت استثنائی در نبود داییم توی دفتر کارش که میشه گفت یه جوراییی زیر خونه‬ ‫ماست رخ داد. من توی شرکت اون کار میکنم دختر خالم هم منشی اونجاست‬ .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *