داستان سکسی‌ با زن عمو

داستان سکسی‌ با زن عمو
داستان سکسی‌ با زن عمو
داستان سکسی‌ با زن عمو
‫یك روز من و خانواده عمویم برای تفریح و دوعروسی ای كه دعوت داشتیم رفتیم شمال. اولش كه رسیدیم‬ ‫شمال یك ویلای شیك اجاره كردیم و رفتیم تا خودمان را برای عروسی فردا آماده كنیم. ویلای ما كنار دریا بود‬ ‫و من از وقتی كه رسیدیم شمال تا شب را توی دریا آب بازی می كردم. وقتی رفتم داخل ویلا دیدم خیلی ساكته‬ ‫و این موضوع توجه من را جلب كرد. دیدم پسر عموم از فرط خستگی افتاده روی مبل و خوابش برده اما از‬ عمو و زن عموی خوشگلم هیچ خبری نبود. آروم رفتم طرف اتاقشان و یه صداهایی شنیدم. این صداها خیلی‬ ‫من را كنجكاو كرد كه بفهمم داخل اتاق چه خبر است برای همین از لای در نگاه كردم و دیدم كه زن عموم كه‬ ‫اسمش هم ركسانا بود خوابیده روی تخت و عموم مثل آدمای گرسنه داره پستون هاش رو می خوره. انقدر‬ ‫حشری شده بودم كه آبم همون پشت در آمد و فوری رفتم تو اتاقم و تا فردا صبح دو بار دیگه جق زدم. فردا صبح كه داشتم برای عروسی بعد از ظهر آماده می شدم دیدم ركسانا پیرهن و كرستش رو در آورده و پستون‬ ‫هاش رو می خوره و اون یكی دستش هم تو شلوارشه و داره با كسش بازی می كنه. خیلی كنجكاو شدم تا ببینم‬ ‫كه چی باعث شده اون این همه حشری بشه. اون اص ً متوجه من نبود و من هم از این موقعیت استفاده كردم و‬ ‫جلوتر رفتم و دیدم از قرار معلوم عموم و ركسانا از سكس دیشبشون فیلم گرفتند و ركسانا داره اون فیلم رو‬ ‫دوباره نگاه می كنه. من هم كه دوباره داشتم از خود بی خود می شدم رفتم یه گوشه ای قایم شدم تا ببینم كه‬ ‫ركسانا فیلم رو كجا قایم می كنه. وقتی كه فیلم تمام شد ركسانا فیلم را در آورد و زیر مبلی كه روی آن نشسته‬ ‫بود قایم كرد، من هم تا یك موقعیت مناسب پیدا كردم رفتم و فیلم رو تماشا كردم. این قضایا دست به دست هم‬ ‫می داد و باعث می شد كه حس من برای كردن زن عموم بیشتر بشه. تو این چند روزه زن عموم هر وقت می‬ ‫خواست بره حموم من از قبل یك دوربین مدار بسته كه برام كادو آورده بودند تو حموم كار می گذاشتم و فیلم‬ ‫حموم رفتنش رو ضبط می كردم و بعدً مفصل تماشا می كردم. تا این كه دو روز مونده بود به برگشتنمون. من‬ ‫تا اون موقع از زن عموم هشت تا فیلم گرفته بودم هر روز این فیلم ها رو چندین بار تماشا می كردم. ظهر آن‬ ‫روز برای این كه اون فیلم ها یك بار دیگه تماشا كنم رفتم تو اتاقم و دیدم كه زن عموم نشسته و داره فیلم هایی‬ ‫رو كه من از حموم رفتنش گرفتم تماشا می كنه. یه خورده جا خوردم و انتظار داشتم كه سرم داد بزنه و همه‬ ‫فیلم ها رو بسوزونه اما بر خلاف باور من او گفت: دوربین رو خوب جایی كار گذاشتی فقط یك خورده صفحه‬ ‫تاره كه اون هم به خاطر بخاره و اشكالی نداره. منم كه ترسم ریخته بود رفتم و كنار اون نشستم اما به خاطر‬ این كه زن عموم اونجا نشسته بود حتی جرات نمی كردم كه دستم رو تو شلوارم كنم و جق بزنم ولی اون‬ ‫خودش آروم آروم دستش رو گذاشت رو پاهام و بالاخره به كیرم رسید، من كه تا حالا هیچ كس برام این كار‬ ‫را نكرده بود یه لحظه فكر كردم آبم داره در میاد ولی خودم رو كنترل كردم و هیچ عكس العملی از خودم‬ ‫نشون ندادم. بعد اون آروم دستش رو كرد زیر شلوارم و از همون زیر كیرم را می مالوند و این كار اون‬ ‫داشت من رو دیوونه می كرد. من هم كه حسابی پررو شده بودم دلم رو زدم به دریا و دستم رو آروم گذاشتم‬ ‫روی اون پستون های قشنگش، اون هم هیچ مخالفتی نكرد برای همین من شروع كردم به مالوندن پستون‬ ‫هاش. انقدر كیف می داد كه دوست داشتم این كار را تا فردا صبح ادامه بدم كه یه دفعه زن عموم دست من را‬ ‫كنار كشید و گفت كه ممكن عموت سر برسه و آبروی جفتمون بره. قرارمون امشب ساعت دوازده توی اتاق‬ ‫خالیه طبقه دوم. من هم كه دیگه نمی دونستم چی بگم فورً قبول كردم. می خواستم تا شب ده بار دیگه جق بزنم‬ ‫اما پیش خودم گفتم بگذار آبم رو برای زن عموم نگه دارم. بالاخره شب شد و من هم نیم ساعت قبل از‬ ‫قرارمون رفتم اونجا تا اتاق رو برای یه سكس رویایی آماده كنم ولی دیدم زن عموم قبل از من آمده و اتاق رو‬ ‫مرتب كرده. در همون بدو ورود تنها چیزی كه توجه من رو بیش از حد به خودش جلب كرد لباس های ركسانا‬ ‫بود. اون یه سوتین و شرت بنفش كه خیلی هم بهش میامد تنش كرده بود، من هم كه چون همه خواب بودند‬ ‫لباس هایم را از قبل در آورده بودم و فقط یه مایو داشتم تا بعد از سكس مستقیم برم تو دریا. من هم تا همه چیز‬ ‫را فراهم دیدم مایو را در آوردم خودم رو انداختم بغل زن عموم. اون هم بدون مقدمه شروع كرد به لب گرفتن‬ ‫از من. من هم پستون هاش رو می مالیدم. چون وقتمان محدود نبود نیم ساعت را این جوری گذراندیم و بعد من‬ ‫شروع كردم به خوردن پستون هاش، اون هم داشت كمر و دستای من رو لیس می زد. بعد از چند دقیقه رفتم‬ ‫سراغ كسش. یه خورده از رو مالوندمش ولی زود طاقتم تمام شد و شرتش رو پایین كشیدم و شروع كردم به‬ ‫خوردن كسش. اون هم برای این كه صداش در نیاد سرش رو گذاشته بود روی متكا. بعد كیرم رو می مالیدم‬ ‫روی چاك كسش. این كار بهش خیلی حال می داد بعد ازم خواست سوراخ كونش رو لیس بزنم من هم با كمال‬ ‫میل این كار رو براش كردم. اون هم فوری كیرم را گرفت و استادانه برام ساك زد. من هم پستون هاش رو‬ می مالیدم. بعدش كه دیدم آبم داره در میاد كیرم را بیرون كشیدم و گذاشتم جلوی كسش و با یك فشار آروم‬ ‫فرستادمش تو. بعدش براش تلمبه زدم اونم خیلی حال می كرد. بعد از یه خورده ادامه دادن هردو افتادیم روی‬ ‫تخت و هم دیگه رو تمیز كردیم. بعد از نیم ساعت استراحت من رفتم تا خودم را تو دریا بشورم و ركسانا هم‬ ‫رفت تا بخوابه و فردا صبح بره حموم‬ .

32 دیدگاه برای “داستان سکسی‌ با زن عمو”

    1. بروبچه کونی جقی کیرو توکس اول تاآخرکس کش لاشید تو بچه کونی معلوم تاحالا کس ندیدی بروپستونی بخورمن4 ،5خطشا که خوندم فهمیدحالدخوش نیست

  1. معلومه حسابی جرق زدی تا این تخیل به مغزت رسیده اگه روز اول تا بعداظهر تو دریا بودی مشخصه هنوز بچه ای بعدشم عموت خونه نداشتن که حال کنن باید حتما بیان تو ویلای مشترک اونم روز اول تو اتاق در باز سکس کنن هیچ احمقی دوربین مدار بسته کادو نمیده اگرم داشته باشی باید با یه دستگاه ظبت کنی که توی حموم همچین دوربین رو نمیشه قایمکی نصب کرد تا زن عموت نبینه من تا حالا سکسهام یه ساعتی طول کشیده ولی اگه تو رو بگام دو ساعت طول میدم تا دیگه از این تخیلات نیاد به مغزت …کیر هر چی ایرانیه با ده تا ناو امریکایی تو کونت

  2. بچه گونه نوشتی کسی روز اول تو ویلای مشترک سکس نمیکنه درضمن اگرهم خواستن بکنن درو باز نمیزارن بعدشم وقتی مشغولن کی فیلم سکسشونو میگیره؟

  3. کس شعر نگو آخه چطور دوربین گذاشتی تو حموم بدون کابل و دستگاه گیرنده اونم دوربین مداربسته ای که زن عموت بهت کادو داده باشه برو عامو جقتو بزن این کس شعرا ننویس

  4. داستانت بدک نبود ولی می خوام بدونم این چه دوربینی بوده که زن عموی کورت نمی تونسته ببینتش.برو جمش کن بچه سوسول

  5. داستانت بدک نبود ولی می خوام بدونم این چه دوربینی بوده که زن عموی کورت نمی تونسته ببینتش.برو جمش کن بچه سوسول جقی

  6. من چند تا داستان اینجوری از این سایت و سایت های دیگه خوندم واقعاکه، اسم خودتونم گذاشتین مسلمون?? اگرم همه اینا خیالی باشن هم ،برای نویسنده هاشون متاسفم که همچین خیالاتی دارن ، از خودتون و خدا خجالت بکشین مثلا آدمین والا حیوونا هم همچین کاری نمی کنن.

    1. مادر جنده کونی تو اگه مسلمونی پس تو این سایت چه گهی میخوری نشستی کل داستان رو خوندی باهاش جق هم زدی حالا داری از اسلام هم حرف میزنی کیرم تو اول و آخرت

  7. خاک بر سرت با این کسشر نوشتنت فکر کنم ازین بچه های ۱۰‏_‏۱۲ ساله ای هستی که تازه اسم داستان سکس رو یاد گرفتن.
    آخه کدوم کسکشی تو داستانش از خصوصیات‏ طرفش از جمله سن قد وزن و در کل هیکلش حرفی نمیزنه هان؟؟؟‏!‏‏!‏‏!‏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *